سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

202

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

است ( همواره در حركت است ) ( 1 ) و اما چيزى كه تمامش چشم است ، خورشيد است . و آنچه تمامش بال است ، باد مىباشد . امّا آن كه قبيله و فاميل نداشت حضرت آدم است . و چيزهايى كه هيچ رحم مادرى حمل نكرده عصاى موسى است ( كه اژدها شد ) و گوسفند ابراهيم ( قوچى كه براى قربانى در منى آمد ) و آدم و حواست . ( 2 ) و اما آن چيزى كه بدون روح نفس مىكشد ، صبح است - به دليل قول خداى تعالى « وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ » « 1 » . و امّا ناقوس مىگويد : طق طق ، حق حق ، آرام آرام ، عدالت عدالت ، راستى راستى ، براستى دنيا ما را فريفته و ما را به هوا و هوس انداخته ، دنيا قرن به قرن مىگذرد ، هيچ روزى از ما نمىگذرد مگر آن كه ركنى و عضوى از ما را ضعيف مىكند ، مردگان به ما هشدار داده‌اند كه ما هم كوچ مىكنيم و ساكن خواهيم شد . ( 3 ) و اما آن كه كوچ كرد و رفت ، طور سيناست ، چون بنى اسرائيل گناه كردند ، بين طور سيناء و بين ارض مقدس چند روز راه بود ، خداوند قطعه‌اى از آن را كند و براى آن دو بال از نور قرار داد پس روى سر ايشان بر افراشت - و اين است معناى قول خداى تعالى « وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ ؟ » « 2 » - به بنى اسرائيل فرمود اگر ايمان نياورديد ، آن را بر سر شما فرود خواهيم آورد و چون توبه كردند دوباره خداوند آن را به جاى خود بازگرداند . ( 4 ) و اما آن جايى كه به جز يك مرتبه خورشيد نتابيده است زمين بحر ( الميّت ) است ، چون خداوند آن را براى موسى شكافت و آب همچون كوهها استوار شد و زمين به تابش خورشيد خشك شد آنگاه دوباره آب دريا به جاى اول برگشت . و اما آن درختى كه سواره صد سال در سايهء آن حركت مىكند ، درخت طوبى است و آن در آسمان هفتم به نام سدرة المنتهى است كه اعمال فرزندان آدم بدان جا منتهى مىشود و آن از درختان بهشت است و هيچ قصرى و خانه‌اى در بهشت نيست مگر آن كه شاخه‌اى از شاخه‌هاى آن داخل آن است و نظير آن در دنيا خورشيد است كه اصل آن يك چيز است ولى روشنايى آن در همه جا هست . ( 5 ) و اما درختى كه بدون آب روييده درخت يونس است كه معجزهء آن حضرت است به

--> ( 1 ) تكوير ( 81 ) ، آيهء 18 : قسم به صبح روشن وقتى كه دم زند . ( 2 ) اعراف ( 7 ) ، آيهء 171 : و هنگامى كه بلند كرديم كوه را روى سر ايشان گويا كه آن سايبانى بود و گمان كردند كه آن بر سر ايشان فرود خواهد آمد .